دلنوشته های یک دختر شیعه

دلنوشته های یک دختر شیعه

...
..
.
گاہ بے دل و دماغ میڪند

گاہ شور و شوقِ ڪار میشود

عشق تو

هر دقیقہ اے بہ شیوہ اے

در نهانم آشڪار میشود...
.
..
یا حضرت اما...
...
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا
مریم/96

گاهی وقت ها هم باید روی ماه خدای جانت را ببوسی که کمکت کرد...

که دارد کمک می کند به روال عادی برگردد زندگیت...که خلاصت می کند از یک چیز هایی که اصلا موقعیتش را دوست نداشتی...

گاهی وقت ها هم باید همه چیز را به خود خودش بسپاری و یک آرامش درونی داشته باشی که (الا بذکر الله ...)و یک لبخند از عمق وجودت بر روی لبانت نقش ببندد که او پشتت است...


  • ۹۵/۰۱/۲۱
  • یک دختر شیعه