دلنوشته های یک دختر شیعه

دلنوشته های یک دختر شیعه

...
..
.
گاہ بے دل و دماغ میڪند

گاہ شور و شوقِ ڪار میشود

عشق تو

هر دقیقہ اے بہ شیوہ اے

در نهانم آشڪار میشود...
.
..
یا حضرت اما...
...
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا
مریم/96

یک حس گنگ...یک حس نه خوب نه بد...یک حس سخت ...

حسی که وقتی می بینی کسی کوله بارش را بسته است...و راهی کوی حسین(علیه اسلام)می شود...

شب جمعه...بین الحرمین..کربلا...دعای کمیل...فترس...حضرت زهرا...

این غم کم نیست...لیاقتشو ندارم اقا ...بیام حرمت...

آن قدر این مداحی حاج میثم را گوش کرده ام که ماه مان هم خسته شده  است...

  • ۹۵/۰۲/۲۴
  • یک دختر شیعه