باران می بارد...نم نم می بارد...آن هم چه بارانی..بارن بهاری،باران شب های بهاری،.

نمی دانم باران اشک شوق می ریزد یا که نه از فراق گریه می کند؟!از فراق تجدید سال های نبودنت،از فراق جشن های بدون تو،،،

باران امشب برای من حسش فرق میکند ،،،یاد آور توست ای قشنگ ترین دلیل آمدن باران بر روی زمین،

بشود که  این هفته دو جشن برایت بگیریم جشن تولدت و جشن آمدنت در جمعه اش...

بشود که فرزندان خلفی باشیم در دوری پدرمان..

بشود جخ که تو بیایی و بیایی و بیایی و گره های کور را واکنی،شربت سیاه سرفه را تقسیم کنی،تشنگیمان را سیراب کنی،تنهاییمان را رفع کنی،اقتصاد را درست کنی، جخ بیمارستان های شهرمان را تعطیل کنی و زندان هارا نابود کنی بیایی و بارگاه برای بقیع بسازیم ...

جخ بشود که بیایی به  تنهایی دخترکی که جز تو کسی را ندارد خاتمه بدهی قشنگ ترین اتفاق ممکن..

مدت هاست که نبودنت برایمان مثل آب خوردن طبیعی شده است...

تو را کم داریم...ای اتفاق ممکن غریب