دلنوشته های یک دختر شیعه

دلنوشته های یک دختر شیعه

.
..
...
گاہ بےدل و دماغ میڪند

گاہ شور و شوقِ ڪار میشود

عشق تو

هر دقیقہ اے بہ شیوہ اے

در نهانم آشڪار میشود...
.
..
یا حضرت اما...
...
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا
مریم/96

به نام نامی حسین(علیه السلام)
...
اگر بدانیم دستانمان خالی است، آیا در دل شب بر نمی خیزیم و از درگاه الهی گدایی نمی کنیم؟ مانمی دانیم که دستانمان خالی است.بنابر این بیداری ((دل شب))نداریم!هر که بیمار باشد،با هر مشکلی شده ،خود را به دکتر می رساند.اما کسی که خود را سالم می داند، باپزشک کاری ندارد! اگر ماخودمان را بیچاره ببینیم،با طبیب عالم سر و کار میدا خواهیم کرد.
برای آن که باورمان شود که چقدر بیچاره هستیم،نباید به اهل دنیا نگاه کنیم؛بلکه باید به اهل راه نگریست تا بفهمیم که چقدر عقب مانده ایم!حضرت مهدی(عج)در نامه ای به شیخ مفید درباره علت عدم توفیق ما،در زیارت آن حضرت فرمود:
《اگر شیعیان ما که خداوند عزوجل آنان را بر طاعتشان موفق کند، با هم یک دل می شدند درباره وفای به عهدی که به عهده ایشان است،همانا مبارکی دیدار ما از آنان به تاخیر نمی افتاد و دیدارمان به زودی و با تعجیل بود.حال اگر چیزی آنان را به حبس و حجاب از دیدار ما می کشاند، به خاطر کار هایی است که ما دوست نداریم.بنابر این،نمی توانند ما را ببینند.》
از کتاب:روزنه ای به سوی اسرار الهی
  • ۹۵/۰۴/۳۰
  • یک دختر شیعه

جا کتابی