دلنوشته های یک دختر شیعه

دلنوشته های یک دختر شیعه

.
..
...
گاہ بےدل و دماغ میڪند

گاہ شور و شوقِ ڪار میشود

عشق تو

هر دقیقہ اے بہ شیوہ اے

در نهانم آشڪار میشود...
.
..
یا حضرت اما...
...
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا
مریم/96

گذشتن از آن چه که دوست داریم یا آن چه که دوست نمی داریم؟کدام یک سخت تر است؟!
خیلی تند حرف میزد، هیچ کاره، دخالت کرد، آن قدر گفت و گفت و گفت  که از آخر از کوره در رفتم و تا توانستم مثل خودش بارش کردم...
بعد ماه مان می گفت :  اگر با یکی که مهربان بود مهربان بودی هنر نکردی ماه مان! اگر با یکی که اعصاب نداشت، بیمار روحی بود مدارا کردی  و به خاطر خدا صبر کردی و هیچ نگفتی و تنها سکوت کردی آن موقع هنر کردی ماه مان و گرنه اگر مثل خودش رفتار کردی تو هم مثل همان می شوی!
راست می گفت ماه مان دارم به همین فکر می کنم!
آن قدر سخت است ...

  • ۹۵/۰۶/۲۰
  • یک دختر شیعه