دلنوشته های یک دختر شیعه

دلنوشته های یک دختر شیعه

...
..
.
گاہ بے دل و دماغ میڪند

گاہ شور و شوقِ ڪار میشود

عشق تو

هر دقیقہ اے بہ شیوہ اے

در نهانم آشڪار میشود...
.
..
یا حضرت اما...
...
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا
مریم/96

می گفت : 

از همین پسر  هایی که بلوزشان 4تا دکمه ی پارچه ای دارد!... از همین ها که سارا عرفانی طوری واقعی توصیفشان کرده بود که تا مدتها خیلی ها واقعا به دنبال سلمان  بودند...

می گفت به این تصویر شهید محمدرضا دهقانی که رسیدم حس کردم سلمان را پیدا کرده ام...

اما خیلی دیر ...

می گفت به سارا عرفانی گفتم... شبیه سلمان است، شاید خودش باشد اصلا...


گفت: شاید روزی هم سلمان شهید بشود...

راست می گفت...

سلمان باس تَه تَهَش شهید می شد دیگر...اصلا سلمان شهید نمی شد تهش چه می شد؟!...

سلمانی که یک آب خوش از گلویش پایین نرفته بود...

سلمانی که انقدر نزدیک شده بود به معشوقش که دیگر هیچ نمی دید...

تَه تَه خواسته های سلمان غزاله نبود....غزاله هم یک هدف بود برایش...

باس تَه تَهَش غزاله همسر شهید می شد...

بیچاره غزاله...

بعد از این همه سختی برای به دستاوردن سلمان باز باید سلمان را دوباره تقدیم معشوقش حضرت رب بکند....

پنج شنبه ی فیروزه ای...


  • ۹۵/۰۸/۰۲
  • یک دختر شیعه

نظرات (۵)

  • دخترِ انار :)
  • امسال تو چیذر به صورت خیلی اتفاقی با مادر شهید دهقان حرف زدم رو تولدش
    شمردم از تشابهات خودِ جونم و جونش
    گفتم دعا کن ما هم آدم شیم شهادت باشه مرگمون
    لبخند زدن گفتن :
    الهی شهید پرور باشی دخترم
    حالا شاید یه روز گذاشتم خاطرشو توی وبلاگ ...
    روز عحیبی بود واقعا ...
    پاسخ:
    وای خوش به حالت
      : ))
    ولی عجب صبری دارن
    : ((
    حتما بزار فاطمه
    : )
    شدید مشتاقم
    شهید دهقان... چیز زیادی نمیتونم بگم... فقط اینکه تنها دفعه‌ای که تونستم برم سر مزارشون، هیچ جوره نمیتونستم برگردم... هی خداحافظی میکردم و باز برمیگشتم و التماس دعا و باز دوباره....

    * چرا من نمیرم پنج شنبه فیروزه‌ای رو بخرم؟:/
    پاسخ:
    خوش به حالت من که تاحالا نرفتم
    : (
    وای حتما حتما بخر وگرنه نصف عمرت بر فتاست
    : ))
    محمد رضا دهقان:) جهاد:) و هزاران سلمان  و غزاله ی دیگه...
    همه ی غزاله ها یه روزی باید سلمانشونو تحویل حضرت رب بدن چون سلمان ها زمینی نیستن عصن برای موندن نیستن:)
    پاسخ:
    اره 
    : )
    اوهوم...و این خیلی سخته...
    : )
    همه باید بدن به خاطر راه حضرت زینب...
    : )
    باسلام و ادب
    بسیرا عالی
    اجرکم عندالله
    التمسا دعا
    یاعلی
    پاسخ:
    سلام
    خیلی ممنون
    محتاجیم به دعا
    : )
  • فیشـ ـنویس
  • چقدر قیافه اش آشناست ! :)

    +دنبال شدید
    پاسخ:
    اوهوم
    : )
    عکسشون زیاده 
    ( :

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">