دلنوشته های یک دختر شیعه

دلنوشته های یک دختر شیعه

...
..
.
گاہ بے دل و دماغ میڪند

گاہ شور و شوقِ ڪار میشود

عشق تو

هر دقیقہ اے بہ شیوہ اے

در نهانم آشڪار میشود...
.
..
یا حضرت اما...
...
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا
مریم/96

اینکه کم تر می نویسم ...به خاطر اینه که فعلا به دفتر خاطرات روزمره ام بسنده می کنم...

اینکه مطالبمو رمز دار می کنم به خاطر اینه که دوست ندارم وبلاگم خیلی فاز غم بگیره...

تا الان اگه می گفتم رسیدن به خدا توی دو تا کلمه خلاصه میشه مما تحبون ...دادن مما تحبون...

الان می فهمم چرا  مما تحبون دادن ادمو به خدا نزدیک می کنه به خاطر  له شدن استخونا ...پیر شدن...غم داشتن چشما...معده درد گرفتن های مسمتمر ... بی خوابی های خسته گی اور...حتی ...مردن..

...

میشه اون گوشه های دلتون برای منم دعا کنید؟...



  • ۹۵/۰۹/۲۲
  • یک دختر شیعه