دلنوشته های یک دختر شیعه

دلنوشته های یک دختر شیعه

...
..
.
گاہ بے دل و دماغ میڪند

گاہ شور و شوقِ ڪار میشود

عشق تو

هر دقیقہ اے بہ شیوہ اے

در نهانم آشڪار میشود...
.
..
یا حضرت اما...
...
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا
مریم/96

گاهی وقت ها شهدا شهید می شوند...

یعنی چه؟..

یعنی شهیدِشهید ...نه شهید ها ...شهیدِشهید...

 مثل سوختن که خود اجر شهید شدن را دارد دیگر ...چه برسد به این که برای نجات جان مردم باشد...که دیگر هیج...

چه قدر خیابان های تهران لعنتی را غم گرفته است...

چه قدر جمهوری غم انگیز شده است...

چه تهرانی بود این تهران...


  • ۹۵/۱۱/۰۳
  • یک دختر شیعه