دلنوشته های یک دختر شیعه

نسل من هیچ وقت طعم با امام بودن را نچشیده است...

هیج وقت از حضور امام چیزی را درک نکرده است...

فقط شنیده است... شاید هم دیده است...

ولی خوب می فهمد معنای عشق و وابستگی بیش از حد یعنی چه؟

خوب می فهمد که چهارده خرداد چه قدر روز سختی است برای نسل قبلی...برای سربازان امام...برای پدر و مادر ها..

خوب می فهمد که ارمیا حق داشت روز وفات امام جان بدهد یعنی چه...خوب می تواند عمق فاجعه ای  که در چنین روزی بر سربازان امام...بر عاشقان ش گذشت را بفهمد ...

برای این که نسل من یک آقایی دارد، که اگر یک تار مویش کم شود...قلبمان می گیرد...اصلا انگاری بخواهد دنیا روی سرمان خراب شود...

اگر کسی از اقا بد بگوید تا دو روز خواب را از چشم های ما می گیرد...

جه برسد به...

خاک بر دهانم....

الهم احفظ قائدنا الخامنه ای...

اماما!

راهت ادامه دارد...

  • ۹۶/۰۳/۱۴
  • یک دختر شیعه