دلنوشته های یک دختر شیعه

دلنوشته های یک دختر شیعه

...
عُشّاق را
مفارقتِ یار میکُشد
....

یا رادَّ ما قَدْ فاتَ...

نمی دانم چرا ها ولی آن قدر ماه مبارک را دوست دارم، که حد و نصاب ندارد...

آن قدری که هر یک روزش که تمام می شود... دلم تنگ دیروزش می شود... 

اصلا همین تشنگی ها و گشنگی های ش  هم شیرین است..همین سحر های دل نشین ش...

فکر نمی کردم ان قدر زود نصفش تمام شود...

خدایا ما را دریاب...


  • ۹۶/۰۳/۲۱
  • یک دختر شیعه