دلنوشته های یک دختر شیعه

دلنوشته های یک دختر شیعه

...
عُشّاق را
مفارقتِ یار میکُشد
....

یا رادَّ ما قَدْ فاتَ...

حتمی دارم...امشب... 

از امشب بود ...که وقتی اسم بی‌بی زینب بر سر زبان ها آمد...دل ها لرزید...

البته بعد از آن روز مهم...

امان ازشام...و مصیبت های سنگین‌ش...

شام نباید شهر خوبی باشد...

شهری که داغ از دست دادن رقیه بر مصیبت های بازماندگان  افزود...

 و بانویی که باز بر مصیبت های جگر گوشه هایش افزوده شد...

زینب زینب سیدتی...

  • ۹۶/۰۷/۱۸
  • یک دختر شیعه