دلنوشته های یک دختر شیعه

دلنوشته های یک دختر شیعه

...
..
.
گاہ بے دل و دماغ میڪند

گاہ شور و شوقِ ڪار میشود

عشق تو

هر دقیقہ اے بہ شیوہ اے

در نهانم آشڪار میشود...
.
..
یا حضرت اما...
...
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا
مریم/96

یک عدد متولد بیستمین روز از دهمین ماه سال فلان....

عاشق زمستان ...و ماه تولدم...دی ماه...

قبل تر ها روان شناسی میخواندم ولی به خاطر روح تشنه ام برای درک حقایق دین ،برای آرامش قلبم...برای حس علاقه ام...ولش کردم ...و الاهیات می خوانم...گرایش فلسفه ...

کتاب جزء لاینفک زندگی ام است...گل و گلدان و گل کاری هم دوست می دارم...از فضای مجازی بیزارم ...به جز همین جا و ادم های اینجا فقط...

پنج شنبه ی فیروزه ای را زندگی می کنم با تمام وجودم...

اسمم...بماند...

دلم می خواهد اندکی به فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر نزدیک شوم...

اینجا دلنوشته است اسمش، پس دلنوشته بیشتر از همه مینویسم...

در مورد اتفاقات اطرافمم هم و روزمرگی هایم هم گاهی دست به قلم می شوم...

اینجا اسمش انتصاب هم دارد به گل یاس ...

برای این که قلبا به مادرم حضرت زهرا عشق می ورزم ..با تمام وجودم...

بسم الله الرحمن الرحیم...


                                                                   سادات بانو