دلنوشته های یک دختر شیعه

دلنوشته های یک دختر شیعه

...
..
.
گاہ بے دل و دماغ میڪند

گاہ شور و شوقِ ڪار میشود

عشق تو

هر دقیقہ اے بہ شیوہ اے

در نهانم آشڪار میشود...
.
..
یا حضرت اما...
...
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا
مریم/96

چه قدر مناجات های شهید چمران برایم دل نشین است....نمیدانم چه سری بین چمران ومعبودش بوده است که مناجات هایش بر دل ادم عجیب مینشیند...
دلم میخواهد پرواز کنم ولی بالی ندارم برای پرواز...احساس میکنم دنیا مثل یک گردابی هست که هرچه بیشتر دست و پا بزنی بیشتر تورا در خودش غرق میکند...احساس میکنم سلول سلول بدنم تشنه است ...تشنه ی یک نگاه خالقم...تشنه ی اینکه شب از غم غربت اقایم خواب به چشمانم نیاید...شنیده ام دارند کاروان ها کم کم اماده میشنود برای رفتن بعضی ها هم کوله بارشان بردوش در راهند....میروند به سراغ ارباب غریبم ...میروند که بگویند زینب جان ما حسین ات را تنها نمیگذاریم حتی اگر تمام پاهایمان تاول بزند و کمرمان وپشتمان از شدت خستگی درد بگیرد....
ان قدر با خودم درگیر بودم و کلنجار میرفتم ....دخیل بستم به عمویم ع ب ا س...نمیدانم ولی شنیده ام کسی را نا امید برنمیگردانند ...خواستم دراین دنیایی که هر روز فتنه های جدید سرباز میزند وهروز بد از تر دیروز دستم را بگیرند ...
میدانید به یک نتیجه رسیده ام به یک نتیجه ی بزرگ این که ادم هایی که بزرگ شده اند ...ان هایی که خدا قشنگ در اغوشش میگرد این ها رنج کشیده اند از تمام ارزوهای دنیویشان دل بریده اند برای ایکه فقط فقط در اغوش معبودشان باشند ان ها دیگر از این دنیا هیچ نمیخواهند...کوله بارشان را بسته اند از این دنیا..پاک پاک...هر چه قدر هم که بیشتر نزدیک میشوند بی تاب تر میشوند...این ها زحمت کشیده اند ....چند وقت پیش که تصمیم گرفتم بروم تفسیر وشرح خطبه ی 193  امیرالمونین علی(علیه السلام) که مشهور است به خطبه ی هَمام که اوصاف متقین در ان نوشته است را بخوانم احساس کردم خدایا چه قدر ...چه قدر بین ما ومتقین فرسنگ ها فاصله است....امیر کلام ان قدر اوصاف متقین را باظرافت بیان فرمودند که وقتی خطبه ی دل کششان در اوصاف متقین تمام شد همام (همان سخصی که اصرار کرد به امیرالمونین برایش اوصاف متقین را شرح بدهند)کالبد تهی کرد وجان داد...و واقعا متقین رنج کشیده اند ....روی هرصفتی که امیرالمونین میفرمایند در ویژگی هایشان باید ماه ها کار کرد...
 از وقتی که کمتر میروم نت و کمتر میروم اینترنت شاید هفته ای یک بار بروم دنیایم زیبا تر شده و انگار برنامه ام روی نظم افتاده است...خدایا ممنوم ازت...
  • ۹۴/۰۹/۰۱
  • یک دختر شیعه