دلنوشته های یک دختر شیعه

دلنوشته های یک دختر شیعه

...
..
.
گاہ بے دل و دماغ میڪند

گاہ شور و شوقِ ڪار میشود

عشق تو

هر دقیقہ اے بہ شیوہ اے

در نهانم آشڪار میشود...
.
..
یا حضرت اما...
...
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا
مریم/96

مگر می شود یک کتاب انقدر قشنگ باشد؟؟؟؟

من او ی رضا امیر خانی را میگویم...

بعد از خواندن ارمیا اش که خیلی به دلم نشست ...کتاب های دیگرش را هم گرفتم از جانستان کابلستان گرفته تا ازبه و بیوتن وقیدارش ولی هیچ کدام طعم ارمیا را نداشت....

ولی من او قشنگی اش به ارمیا میرسید...

  • ۹۴/۱۱/۲۲
  • یک دختر شیعه