دلنوشته های یک دختر شیعه

میگویند یک شنبه ها مال بابا مهدی ست...یک شنبه ی دیگر...دوباره ...دل شکسته  و خسته ی من...که هییییچ چیز به جز امدن بابا مهدیش ارامش نمیکند... شده دلتان بخواهد زمان یکهو متوقف شود وفقط وفقط بیاید...شده خسته شده باشید از گناه های خودتان از گناه ی جامعه از گناه های دوستانتان اطرافیانتان..از همه چیز..کلافه شده باشید...خسته شده باشید...حالتان بهم بخورد از این همه ظلم ...فقط فقط دلتان اورا بخواهد ...

شده گلویتان پر بغض باشد دلتان گرفته باشد...آن قدر که گلدان ها وموزیک بی کلام و کتاب خواندن و کتاب خریدن و سینما رفتن وکافه کتاب رفتن و... هم دلتان را باز نکند...فقط اورا بخواهید...

او که باید میبود ونیست ...


  • ۹۴/۱۲/۱۶
  • یک دختر شیعه

نظرات (۴)

... برای همه ی حاجت هام دعا خوندم جز برای اومدنشون ...........
پاسخ:
متاسفانه
...
:(
شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش...
پاسخ:
:))
اللهم عجل لولیک الفرج
پاسخ:
آمین
:)
یه روز یه باغبونی ، یه مرد آسمونی

نهالی کاشت میون باغچه مهربونی

می ‌گفت سفر که رفتم یه روز و روزگاری

این بوته یاس من می مونه یادگاری


هر روز غروب عطر یاس تو کوچه‌ها می‌پیچید

میون کوچه باغا ، بوی خدا می ‌پیچید

هر روز غروب عطر یاس تو کوچه‌ها می‌پیچید

میون کوچه باغا ، بوی خدا می ‌پیچید



اونایی که نداشتن از خوبیا نشونه

دیدن که خوبی یاس ، باعث زشتیشونه

عابرای بی‌احساس پا گذاشتن روی یاس

ساقه‌هاشو شکستن آدمای ناسپاس



یاس جوون بر گ اون ، تکیه زدش به دیوار

خواست بزنه جوونه ، اما سر اومد بهار

یه باغبون دیگه شبونه یاس رو برداشت

پنهون ز نامحرما تو باغ دیگه‌ای کاشت



هزار ساله کوچه‌ها پر میشه از عطر یاس

اما مکان اون گل مونده هنوز ناشناس

هزار ساله کوچه‌ها پر میشه از عطر یاس

اما مکان اون گل مونده هنوز ناشناس

پاسخ:
^_^

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">