دلنوشته های یک دختر شیعه

دلنوشته های یک دختر شیعه

.
..
...
گاہ بےدل و دماغ میڪند

گاہ شور و شوقِ ڪار میشود

عشق تو

هر دقیقہ اے بہ شیوہ اے

در نهانم آشڪار میشود...
.
..
یا حضرت اما...
...
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا
مریم/96

خیلی چیز ها رو نمی شود گفت،نمی شود نوشت.فقط در لحظه ای  که آن را زندگی می کنی می فهمی چه خبر است.بعد ها هر چه تلاش کنی برای کسی بگویی تا بفهمد نمی شود.

از کتاب پنج شنبه فیروزه ای

        

  • ۹۴/۱۲/۲۳
  • یک دختر شیعه