دلنوشته های یک دختر شیعه

دلنوشته های یک دختر شیعه

اللّهُم اجعل مَحیای مَحیا
"عَلی ابنِ ابی‌طالِب"...
وَ
مَماتی مَمات
"عَلی ابنِ ابی‌طالِب"...

..

زنده مردن یعنی چه؟..

یعنی ببینی  همه ی عزیزانت،  جلوی چشمانت پر پر می شنود و یک به یک پس از دیگری ....شهید می شوند...

و دست های تو را بسته باشند...

فقط نظاره گر باشی...

اصلا می شود تصور کرد...

می شود تصور کرد و آرام بود؟!..

می شود تصور کرد و قلب نگیرد؟!...

می شود تصور کرد و ...؟!

علی بن الحسین ... روحش زنده زنده ...

حضرت زینب (س)به خاطر خانم بودنش و لطافت های خانمانه اش حدود یک سال بیشتر دوام نیاورد..

اما امام سجاد...

تا اخر عمر فقط اشک می ریخت و ذره ذره آب می شد...

آخ ...

چه غم عظیمیست که هر موقع چشمانش به آب میفتاد اشک میریخت...

و میگفت: آب را بر هیچ حیوانی نبسته بودند اما پدرم تشنه ...

...

آخ اقا قلبت ...



  • ۹۵/۰۸/۰۵
  • یک دختر شیعه